تبليغاتX
مقالات - به بهانهء سالروز تشکیل شورایعالی انقلاب فرهنگی

آرش پاک اندیش* :باور این مساله که خود مردم سرنوشت جامعه خودشان را مشخص خواهند کرد باید دولتمردان را نسبت به مقوله تغییر ارزشها حساس و دغدغه مند نماید. اگر احساس شود که ساختارمديريت فرهنگي کشور بنا دارد با رفتار سرهنگی کار فرهنگی کند یکباره همهء دستاوردهای انقلاب فرهنگی را بر باد خواهد رفت

 شوراي عالي انقلاب فرهنگي پس از انقلاب (که اوج این فعالیت‌ها بین ۱۳۶۶-۱۳۵۹ بود) با هدف ایجاد تحول عمیق فرهنگی در سطح جامعه به عنوان مرجع عالي سياستگذاري، تعيين خط مشي، تصميم گيري و هماهنگي و هدايت امور فرهنگي، آموزشي و پژوهشي كشور در چارچوب سياست هاي كلي نظام فعالیت خود را آغاز نمود. به موجب فرمان مستقیم امام خمینی (ره) که در پیام نوروزی ۱۳۵۹ عنوان شد٬معظم له بر ضرورت ایجاد « انقلاب اساسی در دانشگاه‏‌های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید نمودند.در ۲۹ فروردین همان سال شورای انقلاب در پی دیدار با رهبر انقلاب٬مقرر کرد گروه‌ها و احزاب سیاسی ظرف حداکثر سه روز ملزم به تعطیلی دفاتر خود در دانشگاه‌های سراسر کشور هستند. در پی اعلام و اجرای پاره ای تصمیمات که به عقیده برخی مخالف با روح انقلاب بود حوادث بعضا خونینی در سراسر کشور و در پاره‌ای از دانشگاهها رخ داد و درگیری‌های نسبتا سختی به وقوع پیوست که منجر به تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت ۲سال شد.با مطالعه گذرا بر بخش کوچکی از اهداف ارزشمند انقلاب فرهنگی از جمله نشر افکار و آثار فرهنگی انقلاب اسلامی و ایجاد و تحکیم روابط فرهنگی با کشورهای دیگر به ویژه با ملل اسلامی و همچنین حفظ٬احیا و معرفی آثار و مآثر اسلامی و ملی رسالت خطیر این شورا را نمایان می سازد. بدیهی است وضع مطلوب حکومت اسلامی آنستکه علاوه بر وجود عدالت اقتصادی و رفاه نسبی برای همگان، فضیلتهای اخلاقی و ارزشهای انسانی نیز در آن جامعه موج بزند.مطمئنا مهندسی فرهنگ به معنای اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم نیست. مسئله‌ای که به نظر می رسد باید به آن پاسخ داده شود این است که حکومت اعم از شورای عالی انقلاب فرهنگی تا سایر نهادهای نظام و دولت چه قدر می‌توانند و چقدر باید در تغییر شکلهای زندگی جامعه اعمال مدیریت و دخالت کنند و چقدر اساسا امکان این دخالت و تاثیرگذاری وجود دارد؟ چه چیزهایی را می‌توان و چه چیزهایی را نمی‌شود مهندسی کرد؟کالبد انگاری و ارگان دیدن جامعه و اعتقاد به روح جمعی داشتن یک ملت و یا نداشتن آن در مهندسی فرهنگی و سیاستگذاری آن موثر است. باید مشخص گردد که جامعه چه چیزهایی را بر فرد تحمیل می‌کند و فرد چه چیزهایی را می‌تواند بر جامعه تحمیل کند. جامعه چقدر از بیرون متاثر می‌شود و چقدر تحولات آن محصول دینامیک درونی آن است. آیا جامعه فرهنگ ساز است و یا فرهنگ پذیر و یا هر دو؟ به نظر می رسد شورایعالی انقلاب فرهنگی می بایست با تدوین یک دکترین پویا و خلاق با نگاه آسیب شناسانه بطور دقیق و منطبق بر آموزه ها و ارزشهای اصیل انقلاب به یاری دانشگاهها بشتابد چرا که امروزه "احساس نیاز" بسی رایج تر از خود "نیاز" است و معضل جامعه فرهنگی است وبا نسخه های اقتصادی شفا نخواهد یافت.مسئولین فرهنگي دانشگاهها بايد مجتهدان فرهنگي باشند يعني در حوزه فرهنگ انسان پويايي بوده و توانایی رصد و تحلیل مبتنی بر دانایی را در وجود خویش پرورانده باشند. معاونت‌هاي فرهنگي دانشگاه‌ها نیزبا توجه به اينكه اختيارات قانوني و جايگاه ويژه دارند مي توانند با ارائه راهكارهاي جديد از جمله بومي كردن فرهنگ در هر دانشگاه با ديد كارشناسي و ايجاد اتاق‌هاي فكر و همفكري مسئولان دانشگاه، اساتيد و تشكل‌هاي دانشجويي با توجه به فرهنگ بومي استان و محل آن دانشگاه برنامه‌هاي فرهنگي طرح ريزي کنند. متولیان فرهنگی جامعه امروزه بایستی با درك ضروريات اجتناب ناپذير جهان مدرن مسير حركت خود را علاوه بر  شرح و بسط مولفه‌هاي فرهنگی انقلاب به نقد درونی خویش پرداخته و تجهيز به عنصر خردورزي و واقع بيني را خميرمايه اين حركت قرار دهند كه مسلما اين مهم همراهي طيف گسترده دانشجويان و همچنين عالمان و نخبگان سياست را در پي خواهد داشت.تبادل‌ فرهنگي‌ با فرهنگ‌هاي‌ ديگر به‌ منظور غني‌ ساختن‌ فرهنگ‌ خودي‌ ، مبارزه‌ با حس‌ حقارت‌ در مواجهه‌ با فرهنگ‌ بيگانه‌ و نفي‌ تعصب‌ و حمايتِ‌ عقلاني‌ ازهويت‌ ديني‌ مي تواند بعنوان خيزشي ستودني بمنظور يك مهندسي مجدد در پیکرهء عالی ترین نهاد فرهنگی کشور حائز اهميت باشد. باور این مساله که خود مردم سرنوشت جامعه خودشان را مشخص خواهند کرد باید دولتمردان را نسبت به مقوله تغییر ارزشها حساس و دغدغه مند نماید. اگر احساس شود که ساختارمديريت فرهنگي کشور بنا دارد با رفتار سرهنگی کار فرهنگی کند یکباره همهء دستاوردهای انقلاب فرهنگی را بر باد خواهد رفت. لذا گردان­ها را به گروهان و گروهان­ها را به دسته و دسته­ها را به نفر تبديل کردن و در جست و جوي نوعي انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي بودن جفایی است بر آرمان های اصیل خط امام(ره).

*عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:28  توسط شورای نویسندگان  |